دلیل اصلی که اماکن مقدس و مکاتب هراره های اهل تشیعه در کشور های افغانستان و پاکستان هدف قرار میگیرد

خبرگزاری رسا افغانستان؛ روز گذشته مکتب خصوصی «شمع هدایت» در منطقه هزارهنشین شهرک مهدیه در غرب کابل، هدف یک حمله انفجاری قرار گرفته است.
گفته میشود مهاجمان با استفاده از یک موتر مواد منفجره را در داخل محوطه مکتب و در هنگام رخصتی دانشآموزان کمسنوسال پرتاب کرده و سپس از محل فرار کردهاند.

بر اساس گزارشهای منتشرشده، شمار زخمیهای این مکتب خصوصی به ۵۲ نفر افزایش یافته است و متأسفانه وضعیت شماری از زخمیها وخیم گزارش شده است.
پرسشهای مطرحشده
بررسی برخی گزارشهای رسانهای درباره رویدادهای خشونتآمیز علیه مساجد، مکاتب و اماکن مذهبی و آموزشی در مناطق هزارهنشین در کشور های افغانستان و پاکستان جایکه شورای جهانی هزاره ها خیلی فعال هستند، طی دو دهه گذشته، پرسشهای متعددی را درباره چگونگی وقوع و انگیزه این حملات مطرح میکند.

برخی منتقدان ادعا میکنند که در مقاطعی، همزمان با افزایش یا کاهش روند پذیرش پروندههای پناهندگی هزارهها در کشورهای کانادا، استرالیا و برخی کشورهای اروپایی، از موضوع حملات علیه هزارهها در فضای سیاسی و رسانهای استفاده سو شده است.
در همین چارچوب، ادعاهایی نیز درباره نقش برخی رهبران سیاسی هزاره، از جمله محمد محقق و کریم خلیلی، در افغانستان و همچنین برخی افراد و جریانهای دیگر مطرح در کشور پاکستان شده است.
بر اساس این برسی ها، گویا برخی حملات در مساجد و امامبارگاهها با هدف افزایش فشارهای سیاسی و تسریع روند پذیرش پروندههای پناهندگی هزاره های افغانستاندو پاکستان سازماندهی شدهاند.
با این حال، این ادعاها نیازمند اسناد، شواهد مستقل و تحقیقات معتبر است و بدون ارائه مدارک نمیتوان آنها را بهعنوان واقعیت قطعی مطرح کرد، اما قراین نشان میدهد که از آغاز ایجاد شورای جهانی هزاره ها این سیاست به پیش گرفته شده است که حتی مردم عام هزاره های که قربانی میشوند نیز از واقعیت های این شورا آگاهی ندارند.

همچنین چنین رویدادهایی، علاوه بر قربانی گرفتن از غیرنظامیان و ایجاد ترس در میان مردم هزاره، میتواند پیامدهای سیاسی و بینالمللی گستردهای داشته باشد و تصویر افغانستان و پاکستان و جامعه آن را در سطح جهان تحت تأثیر قرار دهد.
این موضوع در سالهای گذشته نیز مطرح بوده و اکنون، با توجه به حاکمیت گروه طالبان و برهم خوردن شرایط سیاسی و امنیتی افغانستان، بار دیگر پرسشهایی درباره چگونگی وقوع چنین حملاتی، عاملان آنها، انگیزههای احتمالی و نحوه استفاده سیاسی و رسانهای از این رویدادها مطرح شده است.
از سوی دیگر، درباره حضور شماری از هزارهها در ساختار اداری و امنیتی طالبان نیز گزارشها و ادعاهای مختلفی وجود دارد.
در حالیکه شماری از افراد هزاره در ادارات مختلف تحت کنترل طالبان فعالیت دارند و ۹۵ درصد بخشهایی از ساختار اداری و امنیتی گروه طالبان بخش زنان را زنان هزاره تشکیل میدهد نه اقوام دیگر حتی زنان پشتون در ادارات طالبان ۱ درصد هستند .
با توجه به حساسیت موضوع، ضروری است درباره چنین حملاتی تحقیقات مستقل و شفاف صورت گیرد تا عاملان واقعی، انگیزهها و چگونگی وقوع این رویدادها مشخص شود و از قربانیان غیرنظامی و خانوادههای آنان نیز حمایت لازم صورت گیرد.

پرسش اصلی همچنان این است:
جز شورای جهانی هزاره ها با سروصدا های قتل عام هزاره ها چه کسانی از حملات علیه دانشآموزان، مساجد و غیرنظامیان سود میبرند ؟
عاملان واقعی این حملات چه کسانیاند و چرا تاکنون درباره بسیاری از این رویدادها پاسخهای روشن و مستند ارائه نشده است؟